خرید بک لینک

درباره سایت

یه پسر

امکانات وب

- گاهی اوقات دلم تنگ میشه برا اینجا! به کلی دارم فراموشش می کنم. حتی این بار رمز ورود هم بخاطر نداشتم و مجبور شدم پسوردم رو ریست کنم... اینجا تنها جا برای چال کردن منه... - چقدر ذوق و شوق داشتم روزی که می خوام برم پایان دوره بیام اینجا بنویسم 50 روز پایان دوره نبود؟؟؟؟؟؟؟ و حالا 20 روز از اون روز

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 20:04

بالاخره روزی که مدت ها منتظرش بودم رسید، امروز که بیام و بگم بالاخره 21 ماه خدمت تموم شد، 540 روز روزشماری تموم شد رفت............... وقتی برگه تسویه حساب رو دستت می گیری و برای خودت راست راست بدون هیچ دغدغه ای باخوشحالی راه میری لذت بخش ترین روز زندگیه، تنها به این فکر می کنی که زود امضاء ها رو بگ

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 20:04

چند روزی می شد دلم بد هوای اینجا رو کرده بود... زندگی جاریست و می گذره و همچنان چون می گذرد غمی نیست... دقیقاً از یک روز بعد از خدمت از صبح تا شب سر کارم و خدا رو شکر ان شاء الله که همچنان ادامه داشته باشه و مشغول باشم... تجربه انجام کارای اداری و ارتباطاتم تو خدمت اینجا خیلی بکارم اومد... فکرشم نم

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 20:04

خدا رو شکر که سال 95 هم به خوبی و خوشی تموم شد و وارد سال جدید شدیم. یه جا می خوندم نوشته بود مهم نیست که ابتدای سالی که ازش هیچ خبری نداریم رو الکی جشن بگیریم و شادی کنیم مهم اینه پایان سال به خوبی و خوشی تموم بشه و جشن بگیریم. بازم خدا رو شکر که پایان خوبی داشت و ایشالا که سال جدید هم برای همه به

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 20:04

- خیلی اعصابم خرابه "الآن". - یه سری تصمیم جدی برای تجدید نظر رفتاری برا امسال دارم. متأسفانه از دروغ بیش از حد متنفرم، واقعاً بیش از حد و اونقدر که اگر عزیزترین آدم زندگیمم بهم دروغ بگه فوری از چشمم می افته و ازش تا سر حد مرگ بیزار و متنفر می شم. نمی دونم واقعاً چرا اینجوریم ولی به شدت با دروغ مخا

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 20:04

- امروز بیست و نه اردیبهشت تولد تنها دختر دایی عزیز تر از جان و روز انتخاباته. فردا همه چی مشخص میشه...

- همینجوری خواستم بیام یه حرفی زده باشم خیلی وقته قصد دارم بیام ولی واقعاً انقدر خستم و درگیرم که حسش زیاد نیست. البته این کامپیوتر درب و داغونم مزید بر علته که دیگه واقعاً سرعت پاینش کلافه کننده شده.

- برم بخوابم دیگه. فقط خواستم بگم هستم ولی خستم...

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 23:6 توسط ی پسر |

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 20:04

این روزا با روزمرگی ها و اتفاق های هر از گاهش پیش میره. گاهی اوقات فقط صبح تا شب کار و خونه هم محلی برای استراحت و خواب، گاهی اوقات هم صبح تا شب کار و بعد از اون خوش گذرونی با رفقای قدیم... شنبه رو مرخصی گرفتم و با این بین التعطیلین 4روزی خونه نشینم و برای خودم راست راست آزادانه می چرخم و صبح رو ب

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 20:04

صفحه بندی